ابو الحسن قزوينى

161

فوايد الصفويه ( فارسى )

از ابدالى گفتن عار دارند . اين اول كسى است كه از طبقه سدوزايى نام سلطنت را بر خود گذارد . اما نفس الامر فى حد ذاته كمال مروت داشت و اسرايى كه از نيشابور و توابع آورده بود ، هر يك از اناث و ذكور كه اقارب صفدر جنگ بودند ، روانه هندوستان نمود . اگر چه در سلوك درانيان هزار درجه ترجيح بردرانيان دارند ، با وجود اين در بىمروتى و بىعدالتى و غارتگرى و بىناموسى و بىرحمى و سفاكى و بىباكى انگشت نماى موافق و مخالف‌اند . قاطبه افاغنه همين صورت دارند و احمد سلطان اواخر عمر ناسورى در بينى بهمرسانيده ، مثل نسوان برقع و مقنع بر سر و صورت مىانداخت . در عهد دولت او تورانيان مكرر به تاخت و تاراج ممالك خراسان آمده و غارتگرى ( 240 چ ) افاغنه ملاعنه « 172 » علاوه بر او شده و هزارجات و اويماقات به قوت ابداليه دست بىشرمى بر رعايا و ضعفا دراز كرده ، صفحه خراسان زياده از ديگر ممالك ايران ويران و پايمال حوادث گشت ، و سرداران خراسان نيز با يكديگر به مجادله و مقاتله پرداختند . زياده از دشمنان در چرائى يكديگر كوشيدند . فتور و شورشى كه در عهد دولت ابداليان بر خراسان رخ نمود ، ممكن نيست كه در عصر ماضى رخ نموده باشد . احمد سلطان ابدالى درانى ، اسبى خراسانى كردى موسوم به غريب كه از نصر الله ميرزا بن شاهرخ شاه بن رضا قلى ميرزا بن نادر سلطان ، به سماجت گرفته بود ، بميان غلام شاه عباسى سندى ، بيك لكهه روپيه فروخت . هم [ چنين ] در آن [ ايام ] حسن خان بن فتحعلى خان قاجار ، اسبى از يموت به قيمت سى هزار روپيه خريد . آخر الامر احمد سلطان درانى به ناخوشى در سنه يك هزار و يكصد و هشتاد و سه وداع اين عالم كرد . وزيرش شاه وليخان و سردار معتبرش جهان خان بود . « تيمور سلطان » خلف بزرگ احمد سلطان است . بعد از پدر بر سرير ايالت درانيه نشست . ( 241 ر ) و از هرات روانه احمد شاهى شد در بين راه شاه وليخان كه وزير پدرش بود ، و از طرف برادرش به استقبال او شتافته بود ، او را با چند فرزندان و اقارب او كشته و به قندهار رسيده برادر خود سليمان نام كه داعيه سلطنت كرده بود ، دستگير كرده از آنجا

--> ( 172 ) - لعن ، لعن كردن .